بررسی نوع روایی هفت پیکر
نویسندگان
1 دانشجوی دوره دکتری ادبیات دانشگاه شهید باهنر کرمان
2 عضو هیأت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان
3 عضو هیأت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان
4 عضو هیأت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان
doi
10.29252/kavosh.2008.2387چکیده
از جمله بررسی هایی که در روشن کردن شیوه روایت ها به موفقیت چشمگیری دست یافته است، تجزیه و تحلیل تودورف و روش او در بررسی قصه های عامیانه است. او نخست بر اساس نوع ارتباط منطقی واحدهای ساختاری، دو نوع روایت را از یکدیگر تمیز میدهد: روایت اسطورهای و روایت ایدئولوژیک. وی با بر شمردن ویژگی های روایت اسطورهای، این نوع روایی را از جنبه های مختلف مورد توجه قرار داده است. تودورف با کشف ساختار این گونه روایتی، نظریه دستور جهانی خود را ارایه کرده است. این نوشته ضمن بر شمردن ویژگیهای روایت های اسطوره ای و ایدئولوژیک به بررسی نوع روایی هفت پیکر از این دیدگاه می پردازد و به این نتیجه می رسد که هفت پیکر در ردیف روایت های اسطورهای یا بدون روانشناسی است.