تحلیل کانونی رابطه بین ابعاد سرمایه اجتماعی و مؤلفههای پایداری فعالیت شالیکاران چندکاره در حوضه آبریز دشت هراز
نویسندگان
1 دانشیار گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 دانشآموخته دکتری ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.30490/rvt.2020.342498.1208چکیده
سرمایه اجتماعی بهعنوان شالوده و زیربنای توسعه درونزا در یک جامعه بهطور عام و جامعه روستایی بهطور خاص در نظر گرفته میشود. بر این اساس، هدف تحقیق حاضر بررسی همبستگی کانونی بین ابعاد سرمایه اجتماعی و مؤلفههای پایداری فعالیت شالیکاران چندکاره در حوضه آبریز دشت هراز بود. تحقیق حاضر، از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی-پیمایشی بود و جامعه آماری آن را کلیه شالیکاران چندکاره در حوضه آبریز دشت هراز تشکیل میدهند که به علت در دست نبودن بانک اطلاعاتی مناسب، برای نمونهگیری، از روش نمونهگیری گلوله برفی استفاده شد و در نهایت، 182 شالیکار چندکاره شناسایی شدند و در تحقیق مشارکت کردند. نتایج نشان داد که رابطه بین متغیرهای کانونی سرمایه اجتماعی و پایداری فعالیت شالیکاران چندکاره 41/0 است؛ همچنین، هفده درصد از تغییرات متغیر کانونی پایداری فعالیت شالیکاران چندکاره با متغیر کانونی سرمایه اجتماعی تبیین میشود. از اینرو، هرچه میزان مؤلفههای شناختی و ساختاری در بین شالیکاران چندکاره بیشتر باشد، به همان نسبت، میزان پایداری بومشناختی، اجتماعی و اقتصادی بالاتر خواهد بود.