مهر و خورشید در منظومه های حماسی ملّی
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان
doi
10.29252/kavosh.2006.2338چکیده
مهرپرستی از آیین های کهنی است که هزاران سال پیش در ایران و هند و روم رایج بوده و در رأس این آیین، ایزدی به نام «مهر» قرار داشته است. با توجه به اینکه مهر، روزگاری بزرگترین ایزد بوده است، می توان گفت که ایزدان همراه او؛ یعنی ماه، ناهید، خورشید، باد و ایزدانی نظری سروش و رَشن (ایزد دادگری)، تحت فرمان «مهر» آفرینش را پاسبانی میکرده و از شمار یاران او محسوب می شده اند. به تعبیری دیگر اثربخشی آنها زمانی معنا می یافته است که در کنار «مهر» و نه مستقل از او مطرح باشند. در این میان خورشید از دیرباز در کنار «ایزدمهر» مطرح بوده است و با توجّه به پرستش آن دو از سوی اقوام ایرانی و غیرایرانی و با توجّه به همنامی و داشتن ویژگی های مشترک، به مرور زمان یکسان شمرده شده اند و بدین گونه خورشیدپرستی مترادف مهرپرستی دانسته شده است. از آنجا که در ریگودا اوستا و سایر متون مذهبی کهن، «مهر» و خورشید جدای از هم مطرح شده اند، میتوان به روشنی دریافت که در اصل یکی نبوده اند. در این جستار برآنیم تار این موضع را بررسی کنیم و به جایگاه و نقش «مهر» و خورشید در منظومه های حماسی ملی بپردازیم و نشان دهیم که در بسیاری از موارد خورشید در معنای «ایزدمهر» به کار رفته و ویژگی های اور را دارا شده است.