نگاهی به فلسفه ستیزی در فرهنگ و تمدن اسلامی و انعکاس آن در شعر خاقانی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه شهرکرد

2 استادیار دانشگاه شهرکرد

doi
10.29252/kavosh.2006.2340
چکیده

فسلفه، چه در خاستگاه خود – یونان – و چه در تمدن اسلامی با معاندانی روبه ­رو بوده است. در یونان، سوفیست ها به مخالفت با فسلفه برخاستند و در تمدن اسلامی، فلسفه با عنادورزی پیروان دین اسلام و عرفا و اهل سلوک مواجه بوده است. بر این اصناف معاند طبقه شاعران را نیز باید افزود؛ شاعرانی چون سنایی و خاقانی که با تمام نیروی بیان خویش بر فلسفه تاخته ­اند. از سوی دیگر نظام ­های سیاسی نیز برخی اوقات روی خوش به فلسفه نشان نداده­ اند. در این پژوهش با اشاره­ ای مختصر به عوامل این عناد و ستیزه ­گری با فلسفه که تا حدی به منش و رفتار خود فلاسفه، آموزه­ های نظامیه­ ها، راحت­ طلبی فکری مخاطبان فلاسفه، کج­ فهمی مسائل فلسفی و نگرش حداکثری نسبت به دین وابسته بود، با مصادیقی از دیوان خاقانی، دیدگاه او درباره این مقوله تحلیل و بررسی شده است.