تحلیل دکترین حاشیه انعطاف تفسیر در معاهدات غیرحقوق‌بشری با تأکید بر معاهدات تجاری و سرمایه‏ گذاری

نویسندگان

1 نویسنده مسئول، استادیار دانشگاه الزهرا (س)

2 دکتری حقوق بین‌الملل دانشکده حقوق‌وعلوم‌سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22066/cilamag.2019.35086
چکیده

هرچند در ابتدا تصور می‏شد که دکترین حاشیه انعطاف تفسیر در حقوق بین‌الملل، تنها در عرصه معاهدات حقوق­بشری و بالاخص در حوزه کنوانسیون اروپایی حقوق بشر وجود دارد، به دلیل شرایط و قواعد خاص حاکم بر برخی از معاهدات بین‏المللی، مانند وجود تعهدات تخییری، وجود ابهام، درج شروط غیرمانع و وجود تعهدات مثبت، دکترین حاشیه انعطاف تفسیر در بسیاری از معاهدات غیرحقوق‌بشری برای دولت‌ها به‌عنوان حق در نظر گرفته شده است. لذا در عرصه معاهدات بین­المللی، اعطای این حق به دولت‌ها موجب می‌شود که آن‌ها بهترین تصمیم را با توجه به شرایط و ضرورت­های مربوط به منفعت عمومی، انتخاب و اتخاذ کنند. بر این اساس، دیدگاه‌های سنتی که قائل به تضاد دکترین حاشیه انعطاف تفسیر با التزام به تعهدات بین­المللی بود، تعدیل شده، و در این بین اگر با اعطای اختیارات تحت قالب دکترین حاشیه انعطاف تفسیر به دولت‌ها مخالفتی می‌شود، اغلب در ارتباط با نگرانی­های موجود از سوءاستفاده از آزادی عمل و اختیارِ اعطاشده به دولت­هاست که البته این نگرانی­ها نیز با درنظرگرفتن این واقعیت که محاکم قضایی بین‏المللی با کمک استانداردهای بررسی، بر اختیارات دولت‌ها نظارت می‌نمایند، تا حدود زیادی مرتفع می­شود.