پیامدهای خوانش دستور گرایانه از حقوق بین الملل
نویسندگان
1 دانشکده حقوق و الهیات دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی
2 استاد حقوق در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22066/cilamag.2018.31882چکیده
اگرچه هنوز نمیتوان با قاطعیت از «قانون اساسی بینالمللی» سخن گفت یا فهرست قواعد دستوری بینالمللی را احصا کرد، دستورگرایی بهعنوان یک رویکرد در خوانش و تفسیر حقوق بینالملل، جایگاه خود را یافته است. چنین فهمی از حقوق بینالملل که کارکرد اصلیاش، همچنان تنظیم روابط میان حاکمیت دولتهای برابر است، آثاری به دنبال دارد و موجب تحول در ادراک این نظام حقوقی میشود. مطالعه تحلیلی ـ توصیفی حاضر نشان میدهد که خوانش دستورگرایانه، انگارههای سلسلهمراتبی حقوق بینالملل را تقویت میکند و ازاینرو، سبب شفافیت و انسجام حقوق برای تابعان میشود و تفسیر قواعد را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. بهعلاوه، هم حاکمیت ملی و هم حکمرانی بینالمللی در پرتو قواعد دستوری، با محدودیتهای عملی روبهرو میشوند.