شاعران، وارثان آب و روشنایی و کهن الگوی سترگ آسمان
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی (واحد فیروزآباد)
doi
10.29252/kavosh.2005.2309چکیده
نقد کهن الکویی شعر پارسی، از مقولاتی است که کمتر بدان پرداخته شده است. اسطورهها که به باور پرفسور یونگ، در ژرفنای ناخودآگاه آدمیان از حضوری فعال برخوردارند، در ادبیات و شعر نقشی بس کارآمد دارند و اگر باور اغراقآمیز نورتروپ فرای مبنی بر یکی دانستن اسطوره و شعر را نپذیریم، با تأملی نه چندان موشکافانه در کلام هنرمندان و استادان متقدم، جنبش و جوشش واژگان را با چاشنی گرفتن از باورهای اسطورهای نظاره گر خواهیم بود. نوشتار حاضر در پی ارائه این حقیقت است که اسطوره، مایه اصلی صورخیال در شعر پارسی است و شاعر، که وارث اندیشههای متعالی بشر است، در بازآفرینی کهن الگویی خود، موجد تصاویر نو و تازهای می گردد.