تحلیل رفتار متقابل جنبۀ «بالغ» و «والد» در شخصیتهای داستانی مثنوی براساس نظریات اریک برن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز
doi
10.22059/jlcr.2016.57570چکیده
اریک برن، روانشناس برجستۀ تحلیل رفتار متقابل، شخصیت را به سه جنبۀ ساختاری اساسی «والد»، «بالغ»، «کودک» تقسیم میکند و اعتقاد دارد نقشآفرینی هر یک از آنها در جای خود، با رعایت تعادل و تعامل، نشان سلامت روان آدمی است و انسان متعالی سالم، با کمک قوۀ استدلال و استنتاج (بالغ)، میان دو نیروی غریزه (کودک) و تعلیم و تربیت (والد)، تناسب ایجاد میکند. برهمخوردن موازنۀ سرنخهای کودک و والد، نشانۀ نبودِ تعادل در روان و رفتار آدمی است؛ اگر بالغ میان کودک و والد تعادل ایجاد کند، تصویری از انسان کامل ترسیم میشود اما اگر والد متکبر بیذوق و عیبجو بر کودک مستولی شود، آدمی از نقابهای اجتماعی استفاده میکند و خودشیفتهوار و نالایق در پی جلب محبت دیگران میدود و به دنبال سود و زیان دنیوی و اخروی است. مثنوی مولانا جلالالدین محمد بلخی، عارف و داستانسرای قرن هفتم هجری، حاوی سرگذشت گروههای بشری، با هر طیف اعتقادی و رفتاری است و ویژگیهای روانی ـ رفتاری در آن موشکافانه منعکس شدهاست و پژوهشگر میتواند با تحلیل محتوای داستانها، شخصیت قهرمانان را روانکاوی کند. پژوهش حاضر، جنبۀ والد و بالغ را در شخصیتهای داستانی مثنوی تحلیل کرده و سرنخهای این دو جنبه را در گفتار و رفتار و توصیف مولانا از اشخاص داستان، برجسته ساختهاست.