بررسی ویژگیهای زیستشناختی شانهدار مهاجم (Mnemiopsis leidyi) و تاثیرات آن بر جامعه زئوپلانکتون و صید کیلکا ماهیان در سواحل ایرانی دریای خزر
نویسندگان
1 گروه شیلات، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
2 گروه شیلات، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
3 گروه شیلات، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی کرج، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران
4 گروه شیلات، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج
5 سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج جهاد کشاورزی، موسسه تحقیقات علوم شیلاتی کشور، پژوهشکده آبزیپروری آبهای داخلی بندر انزلی
doi
چکیده
پژوهش حاضر بهمنظور بررسی ویژگیهای زیست شناختی شانهدار مهاجم (Mnemiopsis leidyi) و تاثیرات آن روی ذخایر آبزیان دریای خزر از قبیل جامعه زئوپلانکتون و کیلکا ماهیان اجرا گردید. بررسی روند تغییرات زیتوده زئوپلانکتونها و شانهدار مهاجم نشان داد که تا قبل از تهاجم شانهدار مهاجم به دریای خزر، بخش قابل ملاحظهای از زیتوده زئوپلانکتونها را گونه کلیدی Eurytemora sp. به خود اختصاص داده بود که متاسفانه با ورود شانهدار مهاجم به دریای خزر در طی سالهای بعد کاهش محسوسی داشت. علاوه بر این، میزان زیتوده سایر گروههای زئوپلانکتونی شامل لارو دوکفهایها و کلادوسرا نیز در سال-های پس از معرفی شانهدار مهاجم به دریای خزر تغییرات قابل توجهی داشت، بهطوریکه در برخی سالها، میزان زیتوده آنها به مقدار بسیار ناچیزی تقلیل یافت. بررسی اثرات شانهدار مهاجم (M. leidyi) بر ساختار صید ماهیان در سواحل ایرانی دریای خزر نشان داد که بیشتر دو گونه اصلی از کیلکا ماهیان شامل آنچوی (Clupeonella engrauliformis) و کیلکای چشمدُرشت (C. grimmi) تحت تاثیر دورههای استقرار، انتشار و سازگاری شانهدار مهاجم (M. leidyi) در دریای خزر حذف شدند. مدیران شیلاتی و سیاستگذاران محیطزیست کشور باید نسبت به اتخاذ تصمیمها و برنامههای ضروری بهمنظور کنترل شانهدار مهاجم در دریای خزر اقدام نمایند.