پرستش روح و جان در قبایل هند

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی گروه مردم شناسی دانشگاه یزد

doi
10.29252/kavosh.2003.2262
چکیده

انسان های نخستین علت بیشتر وقایعی را که در زندگی و طبیعت روی می­داد نمی­ دانستند. بسیاری از حوادث و رویدادها برای آنان معمایی کاملاً پیچیده و رازی سر به مهر بود که قادر به فهم، درک، تحلیل و توجیه آن نبودند. خاصه مسأله مرگ، پایان زندگی و وقایع و حوادث بعد از آن. این مسأله هم اکنون نیز ذهن انسان­های متمدن و متفکر را به خود مشغول کرده است، آنچنان که هر مکتب از مکاتب فلسفی آن را به گونه­ای توجیه، تفسیر و تعبیر می­ کند. مرگ از دیدگاه انسانهای نخستین که دارای فکر و اندیشه ­ای محدود بودند، امری عجیب و باورنکردنی بود، تا جایی که بعضی از آنان معتقد شدند که مردن امری محال است. از این روی برای هر چیز همزاد یا سایه و روحی قائل شدند، و متقاعد گردیدند که هنگام مرگ این سایه و روح از کالبد فرد خارج می­شود و در فرصتی دیگر باز می­گردد. بر همین اساس آنها تصاویری از جانوران را می­نگاشتند و می­کوشیدند تا بر روح آنها مسلط گردند. در غارها تصاویر مختلفی از حیوانات که تیری بدنشان را شکافته و سوراخ کرده­اند، باقی مانده است. این تصاویر نمایانگر نوع افکار و آراء انسانهای نخستین و در عین حال هنرنمایی و اعتقاد آنان به طلسم و جادو و وجود خارجی دیوان و غولان و پذیرفتن خرافات و اوهام و بسیاری مسائل دیگر است. آنان پیدایش بیماری های گوناگون را کار دیوان، ارواح خبیث و نیروهای جادویی می­ دانستند و آن را ورای اندیشة خود می­ دیدند و سعی می­کردند تا از طریق طلسم و جادو، اوراد و اذکار و مراسم مذهبی و حرکات تند و سریع بدن بیماران را از شرّ امراض نجات دهند و سلامت را به آنان بازگردانند. یکی از سرزمین­ هایی که آثار اینگونه باورها هنوز در آن باقی است، هندوستان است. پرستش در میان قبایل هند صور گوناگونی دارد. آنان روح را به ارواح حافظ، خیرخواه، شیطانی و نیاکان تقسیم می­کنند و اعتقاد به آنها را جزو مجموعه­ ای می­ دانند که زندگی اقتصادی و اجتماعی جامعه را تشکیل می­ دهد.