ضرورت تأسیس دیوان بینالمللی برای حلوفصل دعاوی میراث فرهنگی؛ آرمان یا واقعیت؟
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق بینالملل عمومی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران
2 نویسنده مسئول، عضو هیئت علمی مدعو دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران
doi
10.22066/cilamag.2017.25169چکیده
با تحول حقوق بینالملل و شکلگیری نظام حقوقی برای حمایت بینالمللی از میراث فرهنگی از نیمه دوم قرن بیستم در چارچوب یونسکو، سازوکارهای حلوفصل اختلافات بینالمللی برای این حوزه نیز پیشبینی شد و بهمرور زمان تحول یافت. با توجه به روند تغییر ماهیت اختلافات بینالمللی، امروزه اختلافات مربوط به میراث فرهنگی مانند گذشته، فقط شامل صلاحیت دادگاههای ملی یا چارچوب پیشبینیشده در کنوانسیون مؤسسه یکنواختسازی حقوق بینالملل خصوصی رم 1995 نیست. از سوی دیگر، ماهیت چندوجهی و مختلط میراث فرهنگی و ارتباط آن با موضوعات مختلفی در حقوق بینالملل از قبیل حقوق کیفری، حقوق تجارت، حقوق سرمایهگذاری و حقوق بشر، روند حلوفصل اختلافات در این حوزه را تخصصی و پیچیده کرده است. به همین جهت برای تقویت روند تکوین و تکامل حقوق بینالملل میراث فرهنگی، لازم است ساختارها و رویههای قضایی در حمایت از میراث فرهنگی تقویت شود. در همین راستا لازم است جامعه جهانی به بررسی امکان تأسیس یک دیوان تخصصی بینالمللی همانند سایر حوزههای حقوق بینالملل توجه کند.