رئالیسم پویا و جلال آل احمد

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه یزد

doi
10.29252/kavosh.2002.2228
چکیده

تاریخ ادب و فرهنگ و هنر ایران پیوسته شاهد حضور کسانی بوده است که پر نمود حضور یافته و گاه و بیگاه روحی جدید در کالبد افسردة هنر دمیده‌اند و از برکت این حلول مبارک، زبان فارسی و به تعبیر رساتر در ادبیات فارسی، مجال تاخت و تاز این نوابغ گردیده است. این رهروان مسیر پر پیچ و خم ادبیات گاهی بزرگترین تحوّلات درونی جامعه را سبب شده‌اند. اینکه می‌بینیم نام و یادشان همواره بر تارک فرهنگ این مرز و بوم می­درخشد، نه از ظرافت قلم که از طراوت و صلابت فکرشان است. اینان قلم را وسیلة نان خوری نکرده‌اند: از قلم به معراج اندیشه‌ها عروج کرده‌اند. اینان رسالت راستین خود راکه همانا «بیداری» و «بیدارگری» است هیچگاه از یاد نیرده‌اند. در این مقاله، نام یکی از رادمردان، جلال آل احمد عنوان بحث قرار گرفته و سعی می‌شود زوایایی از زندگی پر تلاطم او به تصویر کشیده شود. «رئالیسم» موضوعی سفسطه‌ستیز است و جلال آل احمد به عنوان نویسنده‌ای که بنیان فکر او رئالیسم است و در عین واقع‌گرایی، برخوردش با وقایع عقلانی و منطقی است شاخصیت دارد. او خود می‌گوید: «من دست کم، خود می‌دانم که با این قلم جوری تا نکرده‌ام که دل کسی به دست بیاورم، چه رسد به وجاهت ملّی. من زده‌ام و خورده‌ام و با این زد و خورد، دست کم خودم را نیز نگه داشته‌ام. بی‌هیچ منّتی برای احدی». امروز، ما پژواک کلام او را می‌شنویم و برخورد عقلایی و واقع‌گرایانة او را در گسترة آثارش شاهد هستیم و با تمام وجود، آن را درک می‌کنیم. رئالیسم جلال، پویا و فعال است، بی هیچ نقطه مقابل. اصطلاح «رئالیسم فعّال» یا «پویا» در مقابل رئالیسم «منفعل» و «ایستا» به کار برده شده است؛ زیرا هنرمندان و ادبا، بخصوص در کشور ما ایران، برون­تاب‌های هنری خود را به نحو ویژه‌ای بروز می‌دهند. بعضی در برابر حوادث، فعّال هستند، یعنی موجودیت وقایع را می‌پذیرند و ضمن همبرنشینی با وقایع و با معیارهای انسانی که از آن میان عقل است، خود را بازیگری از نمایش واقعیت می‌دانند و با پیروی از نظام طرّاحی شده و الگوپذیرفتة حوادث به گونه‌ای فعّال، حوادث را هدفمندانه پی می‌گیرند و نسبت وقایع را با خود تنظیم می‌کنند و گروهی دیگر به جای تماشی و حفظ طمأنینة رفتاری، منفعلانه تسلیم پیش آمدها می‌شوند و نهایتاً منکوب و سرخورده، پی سپر حوادث می‌گردند و باعث فرسایش توانایی‌ها ونهاده‌های ارزشی خود می‌گردند.