نگاهی به شعر فرّخی یزدی از دیدگاه بلاغت

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان

doi
10.29252/kavosh.2002.2230
چکیده

در میان شعرای فارسی زبان، کسانی که تغّزل را در خدمت سیاست و مسایل روز درآورده و جوهر شعری را حفظ کرده باشند بسیار نادرند. این بدان علت است که مسائل سیاسی و اجتماعی به خاطر ناپایداری و عدم ثباتی که دارند از کلّیّت که خصیصة شعر است عاری هستند. فرّخی یزدی یکی از شعرای اجتماعی و مردمی است که با وجود این که گاه، ابیات خویش را در خدمت روزنامه­نگاری و شعرهای سیاسی درآورده و راه خود را از شاعران سیاسی و اجتماعی جداکرده، اما از آنجا که از مکتب شعر و شاعری درس گرفته و به نفس هنر نیز اعتقاد داشته از جوهر شعری هم نیز غفلت نورزیده و اشعارش را به عرصة شعارهای سطحی روزانه و مسایل عادی سیاسی، مبدّل نساخته است و به همین دلیل، دیوان او از دیدگاه بلاغت قابل بررسی است. نگارنده در این گفتار، به بررسی شعر فرّخی از دیدگاه بلاغی پرداخته اشعار فرّخی را از این منظر بررسی نموده است. بخشی از این مقاله به ذکر موارد کاربرد آرایه‌های بدیعی در اشعار فرّخی همراه با ذکر مثال‌هایی برای هر مورد اختصاص یافته است.