بررسی نقد روانشناختی عبدالقاهر جرجانی (با تکیه بر کتاب اسرارالبلاغة)
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشمر
doi
10.22059/jlcr.2015.56694چکیده
در آغاز قرن بیستم و پس از طرح نظریّات فروید و یونگ، دانش روانشناسی به نقد ادبی معاصر وارد شد. این نظریّات، بیشتر از زاویۀ فرستندۀ متن (نویسنده یا شاعر) بررسی روانشناختی میشد، ولی بعدها مکتب روانشناسی دیگری مثل گشتالت، متن را از زاویۀ تأثیرگذاری بر مخاطب نقد کرد و برخی از ناقدان معاصر عرب نیز از آنها الگو گرفتند. نویسندۀ مقاله بر آن است تا بداند آیا این نوع نقد در کتابهای دانشمند بلاغی و ناقد بزرگ، عبدالقاهر جرجانی وجود داشته است؟ اگر وجودداشته، به چه صورت بوده است؟ آیا نقد معاصر، بهویژه در نقد روانشناختی، از آن تأثیر گرفته است؟ جرجانی در دو کتاب دلائل الاعجاز و اسرارالبلاغة، به این موارد روانشناختی اشاره کرده است. وی در کتاب اسرارالبلاغة از زاویۀ اثربخشی متن در مخاطب یا گیرنده، به موضوع نگاه کرده است و در تأثیر هر یک از تشبیهات و یا استعارههای گوناگون در گیرنده، مطالب شایان توجهی گفته است که میتوان گفت پایۀ اوّلیّه و اساسی مکاتب نقد ادبی غربی است. گردآوری دادههای پژوهش حاضر به روش کتابخانهای بوده و نوع پژوهش، توصیفی و تحلیلی است.