مختصات بلاغی و صنایع ادبی بدیعیۀ «دُموعٌ علی سَفح» از محمدرضا حکیمی
نویسندگان
1 استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.22059/jlcr.2015.56697چکیده
محمدرضا حکیمی از ادیبان ذواللسانین ادبیات معاصر ایران است که به دو زبان فارسی و عربی شعر میسراید. حکیمی در بدیعیۀ «دموع علی سفح» (اشکهایی بر کوهسار) ظهور حضرت مهدی(عج) را زمینهساز جریان عدالت در جامعه میداند. این مقاله با بررسی مختصات بلاغی و صنایع ادبی چکامۀ حکیمی، به دنبال کشف آن دسته از مضامین هنری و محتوایی این بدیعیه است که تا کنون مورد توجه پژوهشگران قرارنگرفته است. علاوه بر این، تحلیل وزن و موسیقی، نظام واژگان و شیوۀ تصویرپردازی قصیده نیز به روش توصیفی- تحلیلی مورد اهتمام نویسندگان است. برخی نتایج به دست آمده به این قرار است: 1- در این چکامه از میان اسالیب بیانی، تشبیه و استعاره از بیشترین فراوانی برخوردار است. 2- حکیمی در بدیعیۀ خود 41 گونه از صناعات بدیعی را به کاربرده است که میتوان آنها را به دو دستۀ لفظی و معنوی تقسیم کرد. از میان صنایع لفظی، جناس و انواع آن بیشترین کاربرد را دارند و از میان صناعات بدیعی معنوی نیز استخدام و توریه از بیشترین اهمیت برخوردارند.