تحلیل راهبردهای خشونت کلامی در گفتمانهای روشنفکری مشروطه؛ رویکرد انتقادی به گفتمان سیاسی
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی ، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 استادیار گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
3 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
4 دانشیار گروه زبان انگلیسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
doi
10.22054/qpss.2025.84517.3576چکیده
عصر مشروطه، نقطه عطفی در آگاهی و جنبشهای سیاسی– اجتماعی ایران معاصر محسوب میشود و گفتمانهای روشنفکری به این دوره بازمیگردد. هدف اصلی این نوشتار به پیروی از سنت گفتمان انتقادی و همچنین چارچوب الگوی تفسیری، آشکار ساختن خشونت کلامی نهفته در ساختار گفتمانی گرایشهای مختلف روشنفکری و تأثیری است که آزارهای کلامی بر قربانیان خود میگذارد. پرسش اصلی این است که: «چگونه میتوان خشونت زبانی در گفتار و کلام گفتمانهای مختلف روشنفکری در عصر مشروطه را شناسایی و تحلیل نمود؟» برای پاسخ به این پرسش و همچنین پرسشهای فرعی پژوهش از روش تحلیل گفتمان انتقادی روث ووداک و همچنین نظریه خشونت کلامی «پاتریشیا اِوانز» در بررسی راهبردهای خشونت کلامی گفتمانهای روشنفکران رقیبی چون میرزاملکم، طالبوف (گفتمان غربگرا) و شیخ فضلالله نوری و آیتالله نائینی (گفتمان مذهبی) بهره گرفته شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد نخست، خشونت کلامی در این دوره در تقابل دو گروه منورالفکران و علما هم در مکتوبات آنها یعنی روزنامهها، کتابها و رسالهها و هم موضعگیریهای شفاهی آنان وجود داشته است و دوم؛ خشونت کلامی روشنفکران غربگرا نسبت به علما بیشتر و صریحتر بوده است. تقابلگرایی و تأکید کلامی روشنفکران غربگرا و قدرت تخریبی زبان آنان از عوامل تأثیرگذار بر روند تحولات مشروطیت بوده است.