واکاوی تجارب دانشآموزان پایة نهم از فرایند انتخاب رشتة تحصیلی
نویسندگان
1 دکتری روانشناسی تربیتی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 دکتری روانشناسی تربیتی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
3 استاد، گروه علوم تربیتی، دانشکدة علوم تربیتی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
4 استاد، گروه علوم تربیتی، دانشکدة علوم تربیتی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
چکیده
هدف پژوهش حاضر واکاوی تجارب دانشآموزان پایة نهم دورة متوسطة اول از فرایند انتخاب رشته با استفاده از روش دادهبنیاد بود. پژوهش حاضر به روش کیفی و دادهبنیاد انجام شد. جامعة آماری پژوهش شامل همة دانشآموزان پایة نهم دورة متوسطة اول (شامل 12898 نفر) در شهر زنجان در سال تحصیلی 97-1396 بود. مشارکتکنندگان پژوهش نیز شامل 20 دانشآموز پایة نهم بود که به روش نمونهگیری هدفمند از نوع در دسترس انتخاب شدند. از روش مصاحبة عمیق برای جمعآوری اطلاعات استفاده شد و تجزیه و تحلیل دادهها با بهرهگیری از روش اشتراوس و کوربین (1990) انجام شد. از تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش حاضر، 29 خرده مقوله و شش مقوله اصلی شناسایی شد. مقولههای اصلی شامل «همانندسازی»، «تناسب رشته»، «مسیر رشد»، «شأن ادراکی رشته»، «عوامل فردی»، «عوامل محیطی یا واسطهای» بود. همچنین، با یکپارچهسازی و مقایسة پیرامون مقولههای اصلی، یک پدیدة اصلی به نام «انتخاب رشتة توصیهای یا اجباری» حاصل شد. نتایج این مطالعه مؤلفههای مربوط به انتخاب رشتة دانشآموزان را در چارچوب روش دادهبنیاد مشخص کرد. بر اساس این الگو، انتخاب رشته از دیدگاه دانشآموزان بیشتر بر اساس توصیة خانواده، همسالان، مشاوران مدرسه و گروههای هدایت تحصیلی صورت میگیرد یا تحت تأثیر جبر محیطی، و فضا یا جو حاکم بر جامعه انجام میشود و علاقه تا حدودی در آن نقش دارد. میتوان نتیجه گرفت آموزش شیوة صحیح برنامهریزی و توجه به علاقمندی و توانمندیهای شخصی دانشآموزان از سوی مشاوران و روانشناسان مدارس میتواند نقش تسهیلکنندهای در فرایند انتخاب رشته داشته باشد.