دیه در فقه اسلامی و حقوق جزای افغانستان (با تمرکز بر نهاد عاقله و ضرورت باز تعریف آن)

نویسندگان
doi
10.22034/lf9.2025.100672
چکیده

این پژوهش به بررسی جایگاه دیه در فقه اسلامی و حقوق جزای افغانستان با تمرکز بر نهاد «عاقله» می‌پردازد. دیه در شریعت، مجازاتی مالی و ثابت است که در ابتدا بر عهده جانی قرار دارد؛ اما در موارد قتل خطا، عاقلۀ او موظف به پرداخت آن می‌شود. مسئله اصلی تحقیق این است که با توجه به دگرگونی‌های اجتماعی، گسست پیوندهای قبیله‌ای و خانوادگی و تغییر سبک زندگی از حالت سنتی به شهری، آیا همچنان باید دیه قتل خطا یا شبه‌عمد بر عاقله تحمیل شود و آیا این حکم از ثوابت شریعت به ‌شمار می‌آید یا قابلیت بازنگری دارد؟ این پژوهش با روش تحلیلی–توصیفی و بر پایه منابع کتابخانه‌ای، به بررسی امکان انطباق تعریف سنتی عاقله با شرایط اجتماعی معاصر پرداخته است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که تحول تاریخی مفهوم عاقله، اختلاف نظر میان مذاهب فقهی در تعیین مصادیق و حدود مسئولیت آن و تنوع دیدگاه‌ها در باب شیوه پرداخت دیه، زمینه‌ساز اجتهاد و بازنگری در سیاست جنایی معاصر است. بر اساس نتایج، بازتعریف نهاد عاقله در پرتو نهادهای نوین اسلامی مانند بیمه تعاونی و با رویکرد عدالت‌محور، می‌تواند پاسخگوی نیازهای جامعه کنونی باشد. پژوهش به این نتیجه رسیده است که در چارچوب فقه اسلامی، می‌توان ضمن پاسداشت ثوابت شریعت، سازوکارهایی عادلانه‌تر و کارآمدتر برای تأمین دیه و حمایت از اولیای دم طراحی کرد.