نظریه جنگ مشروع مایکل والزر: از واقع‌گرایی اخلاقی تا پوزیتیویسم حقوقی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه حقوق عمومی و بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22054/qpss.2024.78474.3381
چکیده

جنگ، واقعیتی است که زیست تاریخی انسان را شکل داده است از این­ رو عجیب نیست که انسان خود را ناگزیر به توجیه آن دیده است. در این میان، نظریه جنگ مشروع به مثابه یک نظریه هنجاری، به‌دنبال توجیه و احیانا ضابطه­ مند کردن پدیدار جنگ است. در دوران معاصر، مایکل والزر برجسته ­ترین نظریه‌پرداز در این سنت فکری است که سعی دارد تبیینی فلسفی از این دیدگاه به‌دست دهد. تبیینی که هم ریشه در تجربه مشترک تاریخی انسان‌ها دارد و هم در قالب قواعد مخاصمات مسلحانه صورت موضوعه یافته است. پرسش این است که رابطه اخلاق و حقوق جنگ در نظریه جنگ مشروع والزر چگونه است؟ والز با روش ­شناسی تاریخی و فهم عرفی از اخلاق جنگ مشروع و مبتنی بر پیش ­فرض ­های هگلی به دنبال توجیه واقع­گرایانه جنگ و قواعد حاکم بر آن است. در این مقاله با روش تحلیل محتوا نشان داده شد که نظریه جنگ مشروع مدرن به واسطه هگلی بودن (در پیش ­فرض و روش­شناسی)، از حیث اخلاقی معیوب و از حیث حقوقی پوزیتیویستی است. برای این امر پس از بررسی تاریخی نظریه که زمینه مفهومی بحث را شکل می ­دهد، به نقد و بررسی پیش ­فرض ­ها و روش­شناسی هگلی نظریه پرداخته شده است.