ارزیابی وجود حق بر جدایی چارهساز یا جبرانی بهعنوان قاعده حقوق بینالملل عرفی
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
2 نویسنده مسئول، دانشجوی دکتری حقوق بین الملل عمومی دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22066/cilamag.2015.15772چکیده
در زمینه مشروعیت جدایی یکجانبه در حقوق بینالملل، رویکرد نسبتاً جدیدی از سوی برخی حقوقدانان بینالمللی مطرح شده است که بر اساس آن، در شرایط و اوضاعواحوال خاصی، بخشی از مردم درون سرزمین یک دولت، از حق بر جدایی چارهساز یا جبرانی برخوردار میشوند و حقوق بینالملل در چنین شرایطی از تمامیت ارضی دولتها حمایت نمیکند. مبنا و شالوده این استدلال، تفسیری است که عدهای از حقوقدانان بینالمللی از مفهوم مخالف «قید تحفظ» مندرج در قطعنامه 2625 مجمع عمومی ملل متحد و اعلامیه و برنامه اقدام وین1993 ارائه میدهند. جایگاه حق بر جدایی چارهساز را میتوان در عرف بینالمللی بهعنوان یکی از منابع مهم حقوق بینالملل، بررسی و مطالعه کرد. با توجه به حمایتهای قابلتوجه از حق بر جدایی چارهساز در دکترین، این مقاله کوشیده است تا مشخص نماید که آیا در حقوق بینالملل معاصر، حق مذکور به جایگاه قاعده حقوق بینالملل عرفی نیز ارتقا یافته است یا خیر.