مسؤلیت بینالمللی دولتها در معاهدات در آموزههای دینی
نویسندگان
doi
10.22034/lf9.2022.100135چکیده
یکی از موضوعات مهم حقوق بینالملل در دوران معاصر، مسؤولیت بینالمللی دولت است؛ زیرا این موضوع رابطه اساسی با دیگر حوزههای حقوق بینالملل بهویژه مبحث صلح و امنیت بینالمللی دارد. بنابراین تبیین دقیق مسؤولیت بینالمللی دولت و ملزم بودن به آن، موجب توسعه ضمانت اجرای حقوق بینالملل است. بر مسؤولیت بینالمللی دولت آثاری مفیدی مترتب است که لزوم جبران خسارت مادی و حتی در مواردی معنوی از زیاندیده، از این آثار است. توسعه این نهاد حقوقی سبب تضمین منافع قدرتهای کوچک در مقابل قدرتهای بزرگ میشود. بر اساس آموزههای قرآنی نظام حیات اجتماعی بر بنیاد «مسؤولیتپذیری» استوار است. گسترة مسؤولیتپذیری تا آنجاست که اشخاص حقیقی و حقوقی را در برمیگیرد. دولت از اشخاص حقوقی است که اسلام آن را بهعنوان یک ضرورت عقلانی و دینی برای تنظیم امور جامعه پذیرفته است. از مجموع آیات قرآنی در زمینهی عقود و معاهدات، استفاده میشود که قرآن کریم احترام به معاهدات و لزوم وفای به آن را امر عقلایی دانسته است؛ خواه متعاهد از این پیمان بهرهمند گردد یا متقبّل زیان شود؛ زیرا رعایت عدالت اجتماعی که مبنای وفای به عهد است، بسی مهمّتر از نفع خاص و یا منافع شخصی است. مگر اینکه طرف دیگر معاهده به پیمان خود پایبند نباشد. بنابراین قرآن کریم قرنها قبل از تدوین حقوق اروپایی و بینالمللی، اصل مسؤولیت را در همه زمینهها مطرح نموده و در صورت نقض تعهد جبران خسارت را خواستار شده است. لزوم جبران خسارت، یک اصل عقلی و مقتضای عدالت و مورد تأیید اسلام است؛ بنابراین مسؤولیت مدنی اشخاص حقوقی در اسلام، امری مسلّم و قطعی است.