چین در روابط هژمونیک نظام جهانی پساآمریکایی
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری علوم سیاسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22054/qpss.2023.73569.3233چکیده
بحران بلندمدت سرمایهداری متاخر، بستری برای تکوین دگردیسیهای پیچیده در نظام جهانی بوده است. در این بردار زمانی بلندمدت، روند افول سیکل هژمونی ایالات متحده و جابجایی کانون جغرافیایی نظاممند انباشت جهانی سرمایه بسوی چین، تغییرات اساسی در سازوکارهای سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی نظام جهانی پدید آورده که بازساخت سرمایهداری را از کنترل تمدن غربی خارج نموده است. در این سپهر؛ واکاوی استحاله سیستمی سرمایهداری بینالمللی، تغییرات مورفولوژی قدرت و عملکرد سازمانهای بینالمللی و منطقهای در مقیاس جهانی بر پایه روند تکوین غیرقطعی کنترل هژمونیک چینی یک ضرورت در شناخت دگردیسی ساختی نظام جهانی و گرایش ساختاری بحران سیستمی سرمایهداری متاخر ارزیابی میشود. پرسش اصلی این است که پیامد(های) گذار به سیکل احتمالی چهارم هژمونیک چینی در بازساخت نظام جهانی سرمایهداری چگونه خواهد بود؟ فرضیه این است که سیکل چهارم احتمالی هژمونیک چینی خاستگاهی برای تکوین مدیریت افقی نظام جهانی و ظهور کانونهای متکثر بینالمللی قدرت خواهد بود. این پژوهش به روش تحلیل سیستمی بر پایه ایجاد الگوی نظری ترکیبی از تحلیل نظامهای جهانی و نظریه عدم قطعیت در انشعابهای سیستمی انجام میگیرد.