ارتباط بین راهبردهای مدیریت تعارض و هوش هیجانی مربیان تیمهای ورزشی استان آذربایجان شرقی
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه تربیت معلم تهران
2 دانشجوی کارشناسی¬ارشد دانشگاه تربیت معلم تهران
3 دانشجوی کارشناسی¬ارشد دانشگاه تربیت معلم تهران
4 کارشناس¬ارشد دانشگاه تربیت معلم تهران
doi
10.22059/jsm.2012.28715چکیده
هدف از تحقیق حاضر، مطالعة ارتباط بین راهبردهای مدیریت تعارض با هوش هیجانی مربیان تیمهای ورزشی استان آذربایجان شرقی بود. به این منظور، باتوجه به جامعة آماری مربیان ورزشی استان (750 نفر) 257 نفر نمونة آماری براساس جدول مورگان با استفاده از دو پرسشنامة استاندارد راهبردهای مدیریت تعارض رابینز (1999) و پرسشنامة هوش هیجانی برادبری، گریوز (2004) ارزیابی شدند. پس از تأیید ابزار اندازهگیری توسط استادان و تعیین پایایی آنها با روش آلفای کرونباخ، دادههای بهدستآمده با استفاده از آزمونهای آمار توصیفی و کولموگروف – اسمیرنف ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه در سطح 05/0 P? تجزیهوتحلیل شد. نتایج نشان داد راهبرد راهحلگرایی، راهبرد غالب مربیان است و میانگین هوش هیجانی مربیان بیشتر از میانگین مطلوب (80 = M) بود. بین مدیریت تعارض و هوش هیجانی، رابطة معکوس و معناداری مشاهده شد (001/0 P? و 54/0- = r). بین هوش هیجانی و راهبرد کنترل (001/0 P? و 44/0- = r) و راهبرد عدم مقابله (001/0 P? و 57/0- = r) در مدیریت تعارض رابطة معکوس معناداری وجود دارد. اما بین هوش هیجانی و راهبرد راه-حلگرایی رابطة مثبت معناداری مشاهده شد (001/0 P? و 37/0 = r). براساس یافتههای تحقیق، توصیه میشود بهمنظور آشنایی هرچه بیشتر مربیان ورزشی استان با مزایا و معایب هریک از راهبردهای مدیریت تعارض، در این زمینه آموزشهای لازم به آنان داده شود.