تحلیلی برساخت‌گرایانه از مبانی دشمنی میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا؛ فرایند دگرسازی، دگرهای سه‌گانه و هویت‌یابی فرافکنانه

نویسندگان

1 استادیار گروه اقتصاد سیاسی و سیاستگذاری عمومی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22054/qpss.2023.75223.3291
چکیده

در بیش از چهار دهه که از حیات سیاسی جمهوری اسلامی ایران می‌گذرد، تقابل با ایالات متحده به‌عنوان محوری اساسی و  هدفی غائی در سیاست خارجی ایران، همچنان پُردوام مانده­ و محدوده آزادی عمل آن را در سایر موضوعات تعیین کرده است. اما چرا این سیاست خارجی علی‌رغم چرخش­ های نسبی در نقاط عطف کابینه­ ها و با وجود هزینه‌های قابل توجه در این محور و هدف کلان، مصرّانه استمرار داشته است؟ در این مقاله مبتنی بر برداشتی آزاد از رویکرد سازه ­انگاری در شاخه هویت­ محور و ترکیب با گونه ­شناسی­ های دولت در اقتصاد سیاسی و تلفیق سطوح تحلیل فروملی و فراملی، تلاش شده است از تکوین و تثبیت هویت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قالب فرایند دگرسازی از آمریکا، فهمی ارائه شود که استکبارستیزی در درون فرهنگی تعارضی به‌عنوان پردوام­ترین محور این سیاست خارجی و تبعات ساختاری آن در سیاست داخلی و نیز دلایل تصلب و گریزناپذیریِ آن را توضیح دهد. یافته­ های این پژوهش مبتنی بر سازه­های مفهومی هویت ­یابی دگرسازانه، دگرهای سه ­گانه، هویت­ یابی فرافکنانه، قواعد تکوینی و تنظیمی و منابع تخصیصی و اقتداری و دوگانه دولت اندامواره- ابزاری دلایل تصلّب ساختاری در دشوار شدن چرخش­های بنیادین را توضیح داده و در نهایت به امکان­ سنجی و ارزیابی ظرفیت­ ها و ضرورت ­های تغییر در محورهای اساسی و اهداف غائی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران می­ پردازد.