بررسی تطبیقی مبانی اعتقادی طالبان و وهابیت؛ راهکارهایی برای سیاست خارجی ایران
نویسندگان
1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
3 دانشیار گروه فلسفه اسلامی و کلام، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/qpss.2023.73455.3232چکیده
از عوامل شایسته تحقیق درباره یک مذهب اسلامی، روابط آن مذهب و پیروان آن با پیروان سایر مذاهب اسلامی است. این روابط در مبانی اعتقادی آنها ریشه دارد. بر این اساس، سیاست خارجی راهبردی دولتهای اسلامی نیز در کنار سایر عوامل از آموزههای دینی آنها اثر میگیرد. یکی از این مذاهب اسلامی عمده در جنوب شرق آسیا، مذهب ماتریدیه است که تأثیر بهسزایی در عملکرد سیاسی و اعتقادی طالبان در افغانستان داشته است. این مذهب در قرن نوزدهم با الهام از اندیشههای کلامی علمای ماتریدی از جمله شاه ولی الله دهلوی با اهداف ضد استعماری و با تکیه بر جهاد در مقابل کفار در هندوستان شکل گرفت. در این پژوهش با استفاده از روش کتابخانهای به تحلیل و مقایسه مبانی اعتقادی گروه طالبان و وهابیت پرداخته میشود و این نتیجه حاصل شد که این دو گروه در برخی موضوعات کلامی مهم مثل توحید، زیارت، توسل، شفاعت و تفکیر شیعیان با یکدیگر اختلاف دارند. طالبان بر اساس این مبانی کلامی خود، پذیرش بیشتری نسبت به شیعیان دارند. در نتیجه، ارتباط ج.ا. ایران با طالبان و گروههای وهابیت بر اساس مبانی اعتقادی آنها باید متفاوت باشد.