افول روستا و روستاشناسی یا ضرورت بازنگری در رویکردها و روش‏ها در ایران

نویسندگان
doi
10.30490/rvt.2018.59158
چکیده

  این مقاله دورنمای نواحی روستایی و روستاشناسی را با تأکید بر ایران در شرایط جدید و در حال ظهور، از جمله جهانی شدن و جامعه اطلاعاتی مورد بحث قرار می‏دهد. پرسش این است که چگونه تحولات جدید در فناوری و شکل‏گیری روندهای اجتماعی، اقتصادی و جمعیتی در جامعه جدید امکانات و محدودیت­های متعدد و جدیدی را برای شناخت، مطالعه و توسعه‏ و سیاست‏گذاری نواحی روستایی به وجود آورده است؟ این مقاله با کندوکاوی در پیشینه مطالعات روستایی در ایران و با اشاره به برخی از ویژگی­ها و ضعف­های عمده آنها، کاستی­ها را در مسائل کلان­تر پژوهشی کشور تحلیل می‌کند و این دیدگاه را که روستا و روستاشناسی در جهان امروز به دلیل بهره‏گیری از گفتمان­های حاکم قدرت در تحلیل روستا و مسائل آن، به حاشیه رفته است، رد می‏کند. تداوم روستانشینی بخش چشم­گیری از جمعیت ایران و دیگر کشورها، پیدایش مسائل جدید در کنار مسائل سنتی روستایی، و وجود کاستی­های متعدد، دال بر بازنگری در رویکردها و روش­ها تلقی می‏شوند. تحول پارادیمی به پساساختارگرایی و پسانوگرایی زمینه‏های نظری و روش‏شناختی این بازاندیشی و تجدیدنظرطلبی را فراهم کرده است.