رویه قضایی دیوان بین‌المللی دادگستری در خصوص دفاع مشروع پس از رویداد یازدهم سپتامبر 2001

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی دانشکده علوم قضایی و خدمات اداری

2 دانشجوی دکتری حقوق بین‌الملل دانشگاه پیام نور

doi
10.22066/cilamag.2011.16951
چکیده

دامنه و حدود توسل به زور در روابط بین‌المللی، حتی در هزاره سوم میلادی، موضوع بحث‌های گسترده‌ای بوده است. علی‌الاصول توسل به دفاع مشروع به موجب حقوق بین‌الملل معاصر پذیرفته شده است. با وجود این، طی دهه‌های اخیر، آموزه‌هایی در‌خصوص مفهوم و دامنه این حق مطرح شده‌اند. برخی حقوقدانان و کشورها، گرایش خود را به تفسیری موسع از حق دفاع مشروع نشان داده‌اند. رویداد یازدهم سپتامبر 2001، بعد جدیدی را در گفتمان حقوقی و سیاسی مطرح کرد. پس از رویداد مذکور، دیوان بین‌المللی دادگستری به اختلافاتی که از جمله شامل ادعای توسل به دفاع مشروع نیز بود، در قضایای سکوهای نفتی، نظریه مشورتی دیوار حائل و فعالیت‌های مسلحانه در سرزمین کنگو رسیدگی کرد. در نتیجه، دیوان شرایط توسل به دفاع مشروع را که در قضیه نیکاراگوئه احراز کرده بود، یعنی وجود حمله مسلحانه، تناسب، ضرورت اقدام دفاعی و توسل به دفاع مشروع علیه یک هدف نظامی، مجدد تأیید و ترسیم کرد. دیوان شرایط یک حمله مسلحانه را بر مبنای حقوق قراردادی و عرفی تبیین کرده، از این طریق، تفسیری مضیق از حق دفاع مشروع را برگزید.