پرورش خلاقیت در آموزش هنر پایۀ نهم: طراحی راهبردهای آموزشی مبتنی بر برنامۀ درسی
نویسندگان
1 گروه آموزش هنر، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889-14665 ، تهران، ایران.
2 کارشناسی ارشد فلسفه هنر، گروه فلسفه هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
doi
10.48310/edup.2026.21597.1448چکیده
چکیدههدف این پژوهش، تحلیل موانع پرورش خلاقیت در آموزش هنر پایه نهم و طراحی راهبردهای آموزشی مبتنی بر دیدگاه معلمان و دانشآموزان بود. این مطالعه با رویکرد ترکیبی (کیفی-کمی) در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ در استان مرکزی انجام شد. دادههای کیفی از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۸ معلم هنر و دادههای کمی با پرسشنامه محققساخته از ۲۲۰ دانشآموز پایه نهم گردآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری سهمرحلهای و آمار توصیفی انجام گرفت.یافتهها نشان داد که اکثریت قریب به اتفاق دانشآموزان (۷۱٪) به خلاقیت و آزادی در فرآیند هنری تمایل دارند، در حالی که تنها عدهی محدودی (1۹٪) رویکرد تکنیکمحور را ترجیح میدهند. از دیدگاه معلمان، مهمترین موانع خلاقیت به ترتیب عبارت بودند از: عادت دانشآموزان به طرحهای آماده، بیانگیزگی، نظام ارزشیابی نامناسب، کمبود زمان تدریس و محدودیت منابع آموزشی. در زمینه راهبردها، مهمترین پیشنهادهای معلمان شامل تأکید بر انجام فعالیتها در کلاس تحت نظارت معلم، استفاده از پروژههای گروهی، افزایش تسلط حرفهای معلمان، بازنگری در شیوههای ارزشیابی و ادغام فناوری در آموزش بود.نتایج پژوهش نشان میدهد شکاف عمیقی بین تمایل ذاتی دانشآموزان به خلاقیت و موانع ساختاری موجود وجود دارد. این مسئله بازنگری اساسی در سه حوزه را ضروری میسازد: اصلاح نظام ارزشیابی از محصولمحوری به فرآیندمحوری، بازنگری در برنامه درسی تربیت معلم با تأکید بر روانشناسی خلاقیت، و توانمندسازی معلمان در زمینه روشهای فعال تدریس. اجرای این راهبردها میتواند آموزش هنر را از حافظهمحوری به سمت پرورش تفکر خلاق سوق دهد و زمینهساز تربیت نسلی خلاق و نوآور باشد.