ژئومورفولوژیست‌ها و کم‌توجهی به فلسفه علم درژئومورفولوژی

نویسندگان

1 استادیار گروه جغرافیا، دانشگاه زنجان

doi
10.22059/jphgr.2021.319321.1007594
چکیده

ژئومورفولوژیست‏ها، خواسته یا ناخواسته، عملاً با مسائل فلسفی و روش‏شناسی سروکار دارند؛ اما ممکن است همیشه، به‏شکلی صریح و روشن، به آن‏ها نپردازند. اگرچه شماری از نویسندگان در مقالات و کتاب‏ها به مسائل فلسفی و روش‏شناسی پرداخته‏اند، تا زمانی که به‏صورت فراگیر در ژئومورفولوژی مطرح نشود، اهمیت و همچنین مشکلات آن مشخص نخواهد نشد. همان‏طورکه ژئومورفولوژی در ابتدا بر اساس کارهای میدانی‏ـ که مبنای فلسفة طبیعی بود‏ـ شکل گرفت و یک بار دیگر ژئومورفولوژیست ها باید به دیدگاه های فلسفی، اهمیت بیشتری بدهند.، بار دیگر باید به دیدگاه‏های فلسفی اهمیت بیشتری دهد.  فقط با نگاه عمیق‏تر به نگرش‏ها و دیدگاه‏ها دربارة طبیعت، چشم‏اندازها، و لندفرم‏هاست که روش‏شناسی و فلسفة علم ژئومورفولوژی توسعه می‏یابد. بدون آگاهی از هستی‏ و معرفت‏شناسی ژئومورفولوژی، این علم بی‏معنی خواهد بود. اگرچه از دیدگاه‏های فلسفی مانند تجربه‏گرایی در تجزیه‏و‏تحلیل لندفرم‏ها استفاده شده است، به کثرت‏گرایی در ژئومورفولوژی باید توجه بیشتری شود. در این مقاله، با استفاده از منابع معتبر متعدد، اهمیت توجه به فلسفة علم ژئومورفولوژی به روش تحلیلی نقد و بررسی شده است. چون یکی از چالش‏های آیندة علم ژئومورفولوژی پرداختن بیشتر به استدلال‏های فلسفی و اندیشمندانه است، ارتباط متقابل بین فلاسفة علم و ژئومورفولوژیست‏ها می‏تواند آغاز این راه باشد.