تحلیل رمان اسفار کاتبان بر اساس شاخصههای نگارش رمان مدرنیستی و پسامدرنیستی
نویسندگان
1 استادیار، زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه حضرت نرجس (س) رفسنجان
doi
10.22059/jlcr.2015.54195چکیده
برخی از متون ادبی در مرز میان دو جریان ادبی قرار دارند و ویژگیهای هر دو را منعکس میسازند. برخی از مؤلّفههای ادبی نیز بین هر دو جریان مشترک است و میتوان آنها را حتّی در متون خلقشده در دو دورۀ متفاوت مشاهده کرد. رمان اسفار کاتبان جزو آثاری است که بسیاری از تکنیکها و تمهیدات مشترک بین شیوۀ نگارش مدرنیستی و پسامدرنیستی را دارد؛ تمهیداتی چون تعدّد راوی و روایتها، بینظمی زمانی در روایت، مرگ مؤلّف، برجستگی متن، شباهت داشتن شخصیّتها به یکدیگر، غلبۀ عنصر وجودشناسی بر عنصر معرفتشناسی، روایت بودن تاریخ، دور باطل، بینامتنیّت، درآمیختن ژانرها یا التقاطگرایی و در کنار هم قرار دادن نثر قدیم و جدید. ابوتراب خسروی کوشیده است در این رمان با توجّه به برخی از ویژگیهای غالب در رمانهای پسامدرن، به شیوۀ نگارش پسامدرنیستی نزدیک شود. در پژوهش حاضر، به بررسی ویژگیهای این رمان از این منظر پرداخته شده است.