دانش‌آموزان و جامعه‌پذیری نارسا در آموزش مجازی؛ یک مطالعه کیفی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه یاسوج

2 گروه علوم اجتماعی، دانشگاه یاسوج

doi
10.48310/edup.2024.15677.1405
چکیده

در این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش‌ها بودیم که وضعیت آموزش مجازی در دوران کرونا به چه صورت است و چه پیامدها و عللی می‌تواند به دنبال داشته باشد؟ برای بررسی این پرسش‌ها از روش نظریه زمینه‌ای استفاده شد. شهر یاسوج مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد نیز به عنوان میدان پژوهش انتخاب گردید. برای دستیابی به فهمی غنی و فربه از تغییرات صورت گرفته، با دانش‌آموزان مصاحبه عمیق انجام دادیم. نمونه‌گیری تا رسیدن به مرحله اشباع نظری ادامه یافت و در نهایت با 21 دانش‌آموز مصاحبه عمیق صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها نیز از کدگذاری سه‌مرحله‌ای باز، گزینشی و محوری استفاده شد. از تحلیل مصاحبه با دانش‌آموزان 14 مقوله و 109 کد به دست آمد. «جامعه‌پذیری نارسا» نیز به عنوان مقوله هسته انتخاب شد. تغییر شکل نظام آموزشی، روابط انسانی تحول‌یافته و مسأله‌مندی اوقات فراغت شرایط علی جامعه‌پذیری نارسا بودند. دو شرط مداخله‌گر به نام شرایط روحی_روانی دانش‌آموزان و تعامل خانواده و آموزش و دو شرط زمینه‌ایِ زیرساخت ناکافی و نابرابری نیز استخراج شد. در این شرایط، دانش‌آموزان دست به دو کنش هرزرویی و پرسه‌زنی می‌زنند. مسأله‌مند شدن نقش دانش‌آموزی، افت کیفیت آموزش، گسترش آسیب‌های اجتماعی و فرصت‌های مجازی به عنوان پیامدهای جامعه‌پذیری نارسا از دل مصاحبه با دانش‌آموزان استخراج شد.