اثر محیطهای کشت پایه مختلف بر ریزازدیای و کشت مریستم گیلاس (L. Prunus avium) و ریزپیوندی پیوندکهای عاری از ویروس
نویسندگان
1 پژوهشکده میوههای معتدله و سردسیری، موسسه تحقیقات علوم باغبانی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
2 گروه علوم گیاهی، دانشکده علوم زیستی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
3 دانشگاه خوارزمی
4 گروه علوم گیاهی، دانشکده علوم زیستی، دانشگاه خوارزمی، تهران ایران
doi
10.22034/jpr.2024.8461.3357چکیده
سیستم تکثیر سنتی علاوهبر طولانی بودن میتواند موجب گسترش بیماریهای گیاهی، به ویژه آلودگی ویروسی شدید شود. ریزازدیادی و کشت مریستم راهکارهای نوینی برای حل این مشکلات هستند. پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر نوع محیط کشت و تنظیمکنندههای رشد بر کشت درون شیشه مریستم گیلاس، ژنوتیپ امیدبخش OSH انجام شد. به منظور تعیین مناسبترین محیط کشت استقرار جوانه های جانبی از5 محیطکشت پایه و برای کشت مریستم، از 3 محیطکشت همراه با اسیداسکوربیک در قالب آزمایشهای فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی استفاده شد. در محیط کشت WPM با غلظت هورمونی 1 میلیگرم بر لیتر BA و 1/0 میلیگرم بر لیتر IBA بیشترین درصد استقرار جوانه های جانبی(28 درصد) مشاهده شد. محیط کشت QL حاوی1 میلیگرم بر لیتر اسید آسکوربیک و 1 میلیگرم بر لیتر BA بیشترین درصد استقرار مریستم (6/2 درصد) را نشان داد. بیشترین درصد شاخهزایی (6/14 درصد) در محیط کشت MS با غلظت هورمونی 2 BA و 2/0 میلیگرم بر لیتر IBA دیده شد. نتایج حاصل از بررسی RT-PCR بهمنظور بررسی حضور دو ویروس شایع گیلاس(PNRSV و PDV) نشان داد در هیچکدام از نمونههای گیاهی حاصل از کشت مریستم (6/0 میلیمتری) باندی دال بر آلوده بودن گیاهان حاصل از کشت بافت وجود نداشت. گیرایی پیوند، در پیوندکهایی با اندازه 1 تا 2 سانتیمتر بر روی پایه رویشی Maxma 14 موفقیتآمیزتر بود. این مطالعه نشان داد که کشت مریستم ابزاری کارآمد برای از بین بردن ویروس از گیاهان آلوده گیلاس است که امکان تولید مواد عاری از بیماری برای تامین پیوندکهای سالم را فراهم میکند.