واکاوی تأثیر ذهنیت مدرن بر چگونگی برساختهشدن نظم سیاسی -اجتماعی مطالعه موردی، بررسی آراء دکتر شریعتی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
2 دانشیار علوم سیاسی دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
3 عضو هیات علمی دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
doi
10.22054/qpss.2021.55498.2656چکیده
در ایران، نواندیشی در پی رویارویی ایرانیان با غیرغربی در عصر مشروطه پدیدار شد. نواندیشی دینی نیز بعنوان گونه ای از نواندیشی درصدد تلفیق دستاوردهای مدرن با گزاره های سنتی بوده است. مسأله نوشتار آن است که میزان تأثیر ذهنیت مدرن در برساخته شدن نظم سیاسی- اجتماعی مورد نظر شریعتی را بعنوان یکی از نواندیشان دینی ایران دهه چهل و پنجاه شمسی مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که ذهنیت مدرن و حتی نامدرن به معنای نحوه ادراک از مدرنیته بر نظام فکری شریعتی تأثیرگذار بوده است؛ به گونه ای که وی با تأثیرپذیری از اندیشه متفکرانی نظیر گورویچ و برگ، سوسیالیسم را بخوبی شناخت و با سارتر و اندیشه های اومانیستی او آشنا شد. ماسینیون نیز که قرائت عرفانی از اسلام داشت، او را بشدت تحت تأثیر قرار داد. او با تاثیرپذیری از مدرنیته و نامدرنیته و تلفیق آن با اصول اسلامی، نظم سیاسی و اجتماعی مطلوب خود را بر مدار امت و امامت و دموکراسی متعهد پیریزی نمود. این پژوهش میکوشد بر اساس نظریه سه گانۀ لاکان، خوانش شریعتی از ذهنیت مدرن و بهرهگیری وی از گزاره های نامدرن را در جهت ایجاد نظم سیاسی- اجتماعی مطلوب با روش توصیفی و تحلیلی مورد بررسی و کنکاش قرار دهد.