تأثیر عامل شخصیت بر تصمیمگیری سیاست خارجی: مطالعه موردی سیاست خارجی جورج بوش دوم در قبال ایران
نویسندگان
1 استاد گروه مطالعات و سیاست منطقه ای و جهانی، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل/ دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22054/qpss.2022.65454.2971چکیده
انقلاب ایران منجر به اتخاذ رویکردی تهاجمی در سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران شد، موضوعی که با تغییر هر یک از روسای جمهور شکل متفاوتی یافت. با توجه به این زمینه و نقش مهم ریاست جمهوری در سیاست خارجی آمریکا و این موضوع که بررسی تحولات زندگی و شخصیت روسای جمهور بخش قابل توجهی از مطالعات روانشناسی سیاسی را به خود اختصاص داده است؛ این پژوهش در جستجوی یافتن تأثیرات روانشناختی زندگی جورج دبلیو بوش و شخصیت او بر رویکرد کلان سیاست خارجی آمریکا و مشخصاً در قبال ایران است. چارچوب نظری در این پژوهش، مدل «فعالکننده، عقاید و نتایج» آلبرت الیس، روانشناس آمریکایی است. این رویکرد با بررسی نقش حوادث و نحوه تفسیر آنها از سوی افراد به بررسی وضعیت روانی میپردازد. در واقع دادههای مورد استفاده، دادههای زندگینامههای بوش است که بر مبنای روشی تاریخی و طولی مورد بررسی قرار میگیرند. در ادامه با تعیین مصادیق «فعالکننده»، «عقاید» و «نتایج» چرخه روانشناختی بوش توصیف و تبیین شده است و خصوصیات شخصیتی او مانند هیجانطلبی، رفتارهای تکانشی و برونگرایی استخراج گردیده است. نتایج بیانگر تأثیر تعیینکننده خصوصیات شخصیتی بوش در رویکرد کلان سیاست خارجی دولتش تصمیمات مهم مانند حمله به عراق و همچنین قرار دادن ایران در محور شرارت و پرونده هستهای است.