طراحی الگوی پارادایمی رتبه‌بندی معلمان با استفاده از رویکرد داده بنیاد

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.(نویسنده مسئول)

2 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

3 استادیار مدیریت آموزشی، گروه علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

doi
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی پیشایندها و پسایندهای پدیده رتبه‌بندی معلمان آموزش و پرورش استان تهران در قالب طراحی الگوی پارادایمی این مفهوم بوده است. این پژوهش به‌صورت کیفی و با استفاده از رویکرد داده بنیاد اجرا شده است. داده‌های کیفی از مصاحبه­های عمیق با 20 تن از کارشناسان و خبرگان گردآوری شدند. نمونه­گیری هدفمند (قضاوتی) با تکنیک گلولة برفی انجام شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش استراوس و کوربین و در قالب مدل پارادایمی صورت گرفت. نتایج تحلیل داده‌های به‌دست‌آمده نشان داد که مقوله های علی پژوهش شامل توسعه شایستگی‌های دانشی معلمان و پیامدهای صحیح رتبه‌بندی می­باشد. عامل زمینه‌ای مدل، مدیریت استراتژیک آموزش و پرورش بود. عوامل مداخله‌گر در مدل پیشنهادی شامل تفکر نظام‌مند، انعطاف و پذیرش شرایط جدید و عدم مقاومت در برابر تغییر، توجه به آموزش زیردستان و استقرار و ایجاد ارتباط صحیح با مدیران و اعمال تبعیض بود. پیامدهای مدل پیشنهادی شامل توسعه بالندگی معلمان، ارتقاء میزان کارایی و عملکرد، ایجاد انگیزه فعالیت و نوآوری بیشتر، افزایش بهره‌وری، ارتقای پست و مسئولیت و پاداش و تزریق پویایی و نشاط بود. مقوله راهبردی شامل توسعه مسیر شغلی و توسعه شایستگی‌های ارتباطی معلمان بود. مقوله محوری مدل نیز رتبه‌بندی بر مبنای ارزیابی عملکرد معلمان بود.