نقد روان‌کاوانۀ سوگ‌‌نامه‌های خاقانی شروانی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه ارومیه

2 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه علّامۀ طباطبائی

doi
10.22059/jlcr.2015.54200
چکیده

روان‌کاوی و ادبیّات، رابطه‌‌ای دوسویه دارند. ادبیّات سبب تلطیف روان می‌‌شود و روان‌کاوی به کالبدشکافی آن می‌‌پردازد. آنچه امروزه روان‌کاوان مطرح می‌‌کنند، در ادبیّات گذشته حضور داشته است و اکنون نیز با هویّت یافتن دانش روان‌کاوی، به صورت علمی مطرح می‌‌شود. با بررسی یک اثر هنری از دیدگاه روان‌شناختی، می‌‌توان به نکاتی چون ویژگی‌‌های شخصیّتی هنرمند و بازتاب آنها در خلق اثر پی برد. در این نوشتار ـ که نتیجۀ بازخوانی انتقادی سوگ‌‌نامه‌‌های خاقانی و تحلیل روان‌کاوانۀ آنهاست ـ با بهره‌‌گیری از روش استقرایی، مفاهیمی چون تصعید و فرافکنی و خودفریبی و خودشیفتگی و حمایت اجتماعی، و همچنین حضور ناخودآگاه فردی و جمعی و سایه و کشمکش‌‌های نهاد و فرامن، بررسی شده است.