ساخت و اعتباریابی مقیاسی برای سنجش دانش محتوای آموزشگری دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی
نویسندگان
1 دانشیار روانشناسی تربیتی دانشگاه ارومیه. ارومیه. ایران.(نویسنده مسئول) f.michaeli.manee@gmail.com
2 دانشآموخته کارشناسیارشد روانشناسی تربیتی دانشگاه ارومیه. ارومیه. ah.faraji96@gmail.com
doi
چکیده
دانش محتوای آموزشگری، تاثیر مهم و بسیار زیادی بر طراحی و اجرای تدریس معلمان در مدرسه دارد. بنابراین، در وضعیت فعلی، توسعه و کارآیی این دانش، روابط آن با کیفیت آموزش و تاثیر آن بر فرایندهای یادگیری، نیاز به بررسی دقیق این دانش دارد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، ساخت مقیاسی برای سنجش دانش محتوای آموزشگری دانشجو معلمان رشته آموزش ابتدایی و تعیین روایی آن بود. روش پژوهش، توصیفی است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجو معلمان رشته آموزش ابتدایی دانشگاههای فرهنگیان بود. ابتدا، با مطالعه پیشینه پژوهش، به استخراج مولفهها و تدوین مقیاس اقدام شد. نمونهای 203 نفری از دانشجویان، 120 زن و 83 مرد پرسشنامه را بهصورت برخط تکمیل کردند. ابتدا، با مطالعه ادبیات تحقیق، به استخراج مولفهها و ترکیب آن پرداخته شد. سپس برای تعیین همبستگی بین مولفهها و روایی مقیاس از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد و از آلفای کرونباخ (معادل 90/0) برای بررسی پایایی استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که بین مولفههای مقیاس، رابطه همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد و مقیاس از روایی محتوایی قابل قبولی برخوردار است، روایی سازه نیز با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی به روش مولفههای اصلی تعیین شد. در نهایت مقیاس به صورت سه مولفه اصلی دانش برنامه درسی، دانش یادگیرنده و دانش تدریس راهبردها تعیین شد. لذا میتوان بیان داشت که مقیاس دانش محتوای آموزشگری در جامعه ایران دارای روایی مناسب میباشد و در موقعیتها و پژوهشهای سازمانی مربوط به دانش محتوای آموزشگری قابل استفاده است.