بررسی عوامل عصبروانشناسی در ناهنجاریهای مغزی مبتلایان به اختلال افسردگی اساسی همراه با علائم اضطرابی: یک مطالعۀ مروری نظاممند
نویسندگان
1 گروه روانشناسی بالینی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 : استاد، گروه روانشناسی بالینی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/japr.2026.389380.645138چکیده
پژوهش حاضر با هدف مرور نظاممند شواهد موجود دربارۀ عوامل عصبروانشناختی مرتبط با ناهنجاریهای مغزی در مبتلایان به افسردگی اساسی همراه با علائم اضطرابی انجام گرفت. از طریق مطالعۀ مروری نظاممند، تمامی مقالات منتخب با توجه به واژههای کلیدی تخصصی در پایگاههای اطلاعاتی خارجی نظیر گوگل اسکالر، پابمد، پروکوئست، امبیس، سایکاینفو و اسکوپوس از ژانویۀ 2000 تا آوریل 2024 جمعآوری شدند و ارزیابی اطلاعات صورت گرفت. 692 مقالۀ انگلیسی با درنظرگرفتن معیارهای ورود و ارزیابی کیفیت با استفاده از الگوی پریزما بررسی شدند. سپس براساس ارزیابی کیفی نهایی، 26 مقاله انتخاب شدند و در راستای پاسخگویی به سؤالات پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج مشخص کرد افسردگی، اضطراب و اختلالات شناختی-اجرایی بهطور گسترده با یکدیگر مرتبط هستند و شیوع چشمگیری را در جمعیتهای مختلف نشان دادهاند. نقصهای شناختی مانند حافظۀ کاری، سرعت پردازش و عملکرد اجرایی، حتی در حالت پایدار بیماری نیز پایدار باقی میمانند. درمانهای نوین نظیر تحریک مغناطیسی مکرر جمجمهای و تحریک مستقیم جمجمهای، آثار مثبتی بر بهبود عملکرد شناختی و کاهش علائم افسردگی نشان دادهاند. همبودی اضطراب و افسردگی شدت علائم و نقصهای شناختی را افزایش میدهد و ارتباط معناداری با تغییرات ساختاری و عملکردی در نواحی مغزی نظیر آمیگدال و هیپوکامپ دارد. این پژوهش نشان داد افسردگی اساسی همراه با اضطراب، با نقصهای عصبروانشناختی و تغییرات ساختاری در نواحی کلیدی مغز مانند آمیگدال و هیپوکامپ بسیار مرتبط است. نتایج همچنین بر اهمیت درمانهای هدفمند نظیر تحریک مغزی، برای کاهش شدت علائم و بهبود عملکردهای شناختی، حتی در موارد همبودی این اختلالات، تأکید دارند.