فلسفه و مفهوم شکست در راویت داوری: فلسفه شکست یا شکست فلسفی

نویسندگان

1 استاد پژوهشکده علوم اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تهران ایران

2 استادیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه لرستان

doi
10.30465/os.2025.52462.2056
چکیده

رضا داوری با نگاهی خاص، مفهوم «شکست» را در بستر تاریخی، فلسفی و وجودی اندیشه ایرانی بررسی می‌کند. این مقاله با رویکرد نظریه انتقادی اجتماعی، به تحلیل انتقادی این مفهوم در دستگاه فکری داوری می‌پردازد و نسبت آن را با مفاهیمی چون «عصر فروبستگی»، «فیلسوف بازنده» و «نامه‌خوانده‌نشدن آثار» واکاوی می‌کند. ابتدا زمینه تاریخی معاصر ایران، از جمله بحران هویت، گسست سنت و مواجهه با غرب، به‌منزله بستر شکل‌گیری احساس شکست تحلیل می‌شود. سپس خوانش داوری از شکست به‌مثابه تجربه‌ای چندلایه در ساحت فرهنگی، تاریخی و وجودی جامعه ایرانی، تفسیر می‌گردد. در ادامه، نمودهای بارز این شکست مانند فقدان تفکر تاریخی، غلبه عادت، موقعیت حاشیه‌ای روشنفکری و بی‌اعتنایی به آثار اندیشگی، بررسی می‌شود. مقاله همچنین پیامدهای این وضعیت را برای فلسفه و هویت ایرانی تحلیل کرده و راهکارهای داوری مانند تأسیس سنتی نو و بازاندیشی نسبت با غرب را بازمی‌نماید. از نظر داوری، «شکست» نه‌فقط تجربه‌ای تلخ، بلکه افقی برای تأمل تازه فلسفی است. پرسش محوری مقاله نسبت «فلسفه شکست» با «شکست فلسفه» است و نشان می‌دهد که مواجهه مسئولانه با شکست، زمینه‌ساز زایش اندیشه است.

کلیدواژه‌ها