دیوان بین‌المللی کیفری و میانکنش‌های حقوق داخلی و بین‌المللی

نویسندگان

1 استاد در کالج فرانسه

2 دانشجوی دورۀ دکتری (رشته حقوق کیفری) دانشگاه پواتیه فرانسه

doi
10.22066/cilamag.2007.17721
چکیده

نگارندگان کنوانسیون رُم با طرح اصل تکمیلی بودنِ صلاحیت دیوان بین‌المللی کیفری در مادۀ یک کنوانسیون نامبرده، به‌نظر می‌رسد، پیش از هر چیز دغدغۀ حفظ صلاحیت دادگاههای ملّی کیفری و محدود کردن صلاحیت دیوان را داشته‌اند. با این حال، تکمیلی بودن صلاحیت دیوان نه به معنای استقلال مطلق هر یک از حوزه‌های ملّی و بین‌المللی عدالت کیفری، و نه وابستگی تنگاتنگ آنهاست؛ فرضیه پیشنهادی عبارت است از پیدایش مفهومی که از تناوب دو مفهوم یگانگی/ دوگانگی فراتر رفته و به سلسله مراتب میان هنجارها کارکردی میانکنشی می‌دهد. این امر نظم حقوقیی را به دنبال دارد که می‌توان آن را نظمی کثرت‌گرا نامید. این مسئله، نخست از طریق ارجاع به مفاهیم حقوق موضوعه تبیین می‌شود که از این پس، مستلزم رویه‌های میانکنشی است. البته بررسی این رویّه‌ها ما را به تأمّلی بیشتر نظری، در مورد فرایندهایی که آنها را محدود می‌سازد، سوق می‌دهد.

کلیدواژه‌ها