ادراک و تجارب زیستۀ مادران از بدرفتاری با کودکان: مطالعهای با رویکرد پدیدارشناسانه
نویسندگان
1 گروه روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 گروه روانسنجی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
3 گروه روانشناسی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، پردیس بینالملل دانشگاه تهران، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 استادیار، گروه روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی ، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
5 گروه روانشناسی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
doi
10.22059/japr.2026.384408.645044چکیده
این پژوهش کیفی با هدف واکاوی ادراک و تجارب زیستۀ مادران از علل و ابعاد بدرفتاری با کودکان با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفت. میدان پژوهش، مادران دارای کودک پایۀ پنجم و ششم مقطع دبستان مدرسۀ پسرانۀ غیرانتفاعی ملاصدرا در شهر کرج در سال 1403-1402 بود. 15 نفر از مادران از طریق نمونهگیری هدفمند ملاکی انتخاب شدند و دادههای پژوهش از تجارب زیستۀ مادران و مصاحبۀ نیمهساختاریافته با آنان گردآوری شد. بهمنظور روایی پژوهش، از نظر استادان روانشناسی و حوزۀ پژوهشهای کیفی استفاده شد و ضریب توافق 86/0 بهدست آمد. سپس تمامی دادهها با استفاده از روش کلایزی و نرمافزار مکسکیودیای نسخۀ ۱۸ تحلیل شدند. نتایج پژوهش در سه مضمون اصلی ابعاد بدرفتاری (با چهار زیرمضمون)، عوامل سوقدهنده (با سه زیرمضمون) و پیامد بدرفتاری (با پنج زیرمضمون) بهدست آمده است. توجه به نیازهای عاطفی و روانی کودکان و ارائۀ حمایتهای لازم به والدین برای بهبود مهارتهای والدگری، از ضرورتهای مهم در پیشگیری از بدرفتاری با کودکان محسوب میشود؛ بنابراین، سیاستگذاران باید بر تقویت مهارتهای والدگری و افزایش آگاهی خانوادهها تمرکز کنند تا محیطهای خانوادگی امنتری برای رشد خردسالان فراهم شود.