مقایسۀ اثربخشی آموزش مبتنی بر الگوی توسعۀ راهبرد خودتنظیمی‎ ‎و آموزش راهبردهای شناختی براساس مدل ‏انگلرت بر کاهش اختلال نوشتن دانش‌آموزان مبتلا به اختلال یادگیری خاص

نویسندگان

1 گروه روان‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. ‏

2 گروه سنجش و اندازه‌گیری، دانشکدۀ روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران. ‏

3 استادیار، گروه روان‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. ‏

4 ‏4.‏ گروه روان‌شناسی تربیتی، دانشکدۀ روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران. ‏

doi
10.22059/japr.2024.360780.644650
چکیده

هدف پژوهش حاضر، مقایسۀ اثربخشی آموزش راهبرد خودتنظیمی و آموزش راهبردهای شناختی بر کاهش اختلال نوشتن دانش‏آموزان مبتلا به اختلال یادگیری خاص بود. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل همراه با مرحلۀ پیگیری دوماهه بود. جامعۀ آماری کلیۀ دانش‌آموزان پسر مبتلا به اختلال یادگیری خاص شهر تهران در سال 1401 بودند. به روش نمونه‌گیری دردسترس، 45 پسر انتخاب و در دو گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. سپس گروه‌های آزمایش تحت آموزش راهبردهای خودتنظیمی و راهبردهای شناختی قرار گرفتند. از پرسشنامۀ اختلالات یادگیری (CLDQ) و آزمون اختلال نوشتن (FWDT) به‌منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تحلیل داده‏های از به‌دست‌آمده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر با نرم‌افزار SPSS نسخۀ 24 صورت گرفت. نتایج نشان داد هردو مداخله در مرحلۀ پس‌آزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل، اثربخشی معناداری بر کاهش اختلال نوشتن داشته است (0/05>P). نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز مشخص کرد آموزش راهبردهای خودتنظیمی اثربخشی بیشتری بر کاهش اختلال نوشتن دارد (0/05>P). براساس نتایج پژوهش حاضر، این مداخلات بر کاهش اختلال نوشتن دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری خاص مؤثر است؛ بنابراین پیشنهاد می‌شود آموزش مبتنی بر خودتنظیمی و آموزش راهبردهای شناختی ‌‌به‌عنوان راهبردهایی مؤثر به مربیان مراکز اختلالات یادگیری خاص آموزش داده شود تا این مربیان در مداخلات خود این راهبردها را به‌کار گیرند.