مقایسۀ اثربخشی آموزش تنظیم هیجان براساس مدل گراس و لینهان بر خودتنظیمی ‏شناختی نوجوانان دختر دارای نشانگان افسردگی

نویسندگان

1 گروه روان‌شناسی و مشاوره، دانشکدۀ علوم انسانی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.‏

2 استاد، گروه روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.‏

3 گروه روان‌شناسی و مشاوره، دانشکدۀ علوم انسانی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران. ‏

doi
10.22059/japr.2025.356676.644570
چکیده

مطالعۀ حاضر با هدف مقایسۀ اثربخشی آموزش تنظیم هیجان براساس مدل گراس و لینهان بر خودتنظیمی شناختی نوجوانان دختر دارای نشانگان افسردگی انجام گرفت. پژوهش نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری یک‌ماهه با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری، دانش‌آموزان دختر در مقطع متوسطۀ دوم در سال تحصیلی 1401-1400 شهر اردبیل بودند. روش نمونه‌گیری هدفمند بود. 66 دانش‌آموز دختر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه 22 نفر) به‌صورت تصادفی ساده جایگزین شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامۀ افسردگی بک (BDI-II) و خودتنظیمی شناختی (ESQ) استفاده شد. اطلاعات پژوهش با آزمون تحلیل واریانس آمیخته و سنجش مکرر، به‌وسیلۀ نرم‌افزار SPSS-26 تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد به‌کارگیری تنظیم هیجانی گراس و لینهان عامل تفاوت در بین گروه آزمایش و گواه است (05/0P<). البته روش تنظیم هیجانی لینهان در مرحلۀ پس‌آزمون، از وضعیت مناسب‌تری از روش گراس قرار داشت (05/0P<). این تفاوت در مرحلۀ پیگیری نیز مشاهده شد. در یک نتیجه‌گیری کلی می‌توان گفت آموزش تنظیم هیجانی لینهان در بهبود وضعیت گروه آزمایش در حوزۀ افسردگی و خودتنظیمی شناختی به نسبت روش گراس مؤثر بوده است. به این ترتیب بر به‌کارگیری آن در دانش‌آموزان تأکید می‌شود.