اثربخشی آموزش بازداری شناختی بر عملکرد توجه و کنترل پاسخ دانش‌آموزان مبتلا به اختلال نقص‌توجه/بیش‌فعالی

نویسندگان

1 استادیار، گروه روان‌شناسی و آموزش کودکان استثنایی، دانشکدۀ روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 گروه روان‌شناسی و آموزش کودکان با نیاز های خاص، دانشکدۀ علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

3 گروه روان‌شناسی و آموزش کودکان با نیاز های خاص، دانشکدۀ علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22059/japr.2025.385079.645059
چکیده

پژوهش حاضر با هدف به‌کارگیری آموزش بازداری شناختی برای ارتقای عملکرد دانش‌آموزان دچار اختلال نقص‌توجه/بیش‌فعالی انجام گرفت. طرح پژوهش نیمه‌آزمایشی بود و به شیوۀ پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعۀ پژوهش را تمامی دانش‌آموزان دچار اختلال نقص‌توجه/بیش‌فعالی شهر تهران در سال 1403-1402 تشکیل میداد که از این بین، 34 دانش‌آموز (29 پسر و 5 دختر) به روش نمونه‌گیری هدفمند از یک مرکز خدمات روان‌شناسی و مشاوره در منطقۀ 6 تهران انتخاب شدند. 34 شرکت‌کننده به‌طور تصادفی در گروه آزمایش (17 نفر) و گروه کنترل (17 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش در ده جلسۀ 30 دقیقه‌ای آموزش بازداری شناختی را دریافت کرد؛ درحالی‌که گروه کنترل در حالت انتظار باقی ماند. ابزارهای ارزیابی شامل چک‌لیست رفتار کودک (CBCL)، آزمون هوش تهران-استنفورد-بینه (TSB) و آزمون عملکرد یکپارچۀ دیداری-شنیداری (IVA-2) بود. تحلیل داده‌ها به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره و با نرم‌افزار SPSS-23 انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد آموزش بازداری شناختی به‌طور معنادار موجب بهبود عملکرد توجه کل، کنترل پاسخ و توجه مستمر دیداری شده است (001/0>P)، اما تأثیر معناداری بر توجه مستمر شنیداری ندارد. براساس یافته‌ها بازداری شناختی می‌تواند به بهبود نشانگان نقص‌توجه/بیش‌فعالی کمک کند. به‌طورکلی طراحی برنامه‌های مشابه می‌تواند از طریق مکانیسم حذف محرک‌های نامرتبط و افزایش تمرکز بر محرک‌های هدف، موجب بهبود عملکرد کلی افراد دچار نارسایی در بازداری شود.