رابطۀ امید به تحصیل و بیصداقتی تحصیلی در دانشجویان با نقش میانجیگری خودتنظیمی تحصیلی
نویسندگان
1 گروه روانشناسی، دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران.
2 گروه آموزش ابتدایی، دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
3 گروه روانشناسی، دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.
4 دانشجوی دکتری، گروه علوم تربیتی، دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران.
doi
10.22059/japr.2025.357554.644589چکیده
هدف این پژوهش، بررسی رابطۀ امید به تحصیل و بیصداقتی تحصیلی در دانشجویان با نقش میانجیگری خودتنظیمی تحصیلی بود. طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعۀ آماری پژوهش دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه یاسوج در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که 292 دانشجو (138 مرد و 154 زن) به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. ابزارهای اندازهگیری شامل پرسشنامههای خودتنظیمی تحصیلی (SRQ-A)، امید به تحصیل (AHQ) و بیصداقتی تحصیلی (ADS) بود. دادهها با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری با نرمافزارهای SPSS-25 و AMOS-20 تحلیل شدند. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد متغیر امید به تحصیل بر خودتنظیمی تحصیلی (β=0/44, P<0/01) و بیصداقتی تحصیلی (β=-0/40, P<0/01) اثر مستقیم و معنادار دارد. خودتنظیمی تحصیلی نیز دارای اثر مستقیم و معنادار بر بیصداقتی تحصیلی است (β=-0/46, P<0/01) است؛ بنابراین امید به تحصیل، هم بهصورت مستقیم و هم بهطور غیرمستقیم و از طریق خودتنظیمی تحصیلی بر بیصداقتی تحصیلی اثر منفی دارد. درمجموع، نتایج این پژوهش بیانگر اهمیت و نقش متغیر امید به تحصیل در افزایش خودتنظیمی تحصیلی و کاهش بیصداقتی تحصیلی در دانشجویان است.