آمادهسازی و امکانسنجی مداخلۀ والدگری مبتنی بر تأمل برای مادران کودکان مبتلا به آسم
نویسندگان
1 گروه روانشناسی بالینی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2 گروه روانشناسی بالینی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
3 گروه روانشناسی بالینی، دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
4 استاد، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
5 مرکز تحقیقات ایمونولوژی آسم و آلرژی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/japr.2025.368603.644814چکیده
هدف پژوهش حاضر، انطباقیابی، بررسی روایی محتوا و امکانسنجی اجرای یک مداخلۀ روانی-آموزشی برای مادران کودکان مبتلا به آسم بود. از آنجا که این پژوهش تلاشی در جهت توسعۀ کاربرد مداخلات مبتنی بر ذهنیسازی بود، در مجموعۀ پژوهشهای کاربردی طبقهبندی میشود. در مرحلۀ انطباقیابی، دادهها با استفاده از روش مروری جمعآوری شد. سپس روایی محتوای مداخله در قالب دادههای کمی حاصل از ارزیابی پنل متخصصان مورد سنجش قرار گرفت. در اجرای مقدماتی این مطالعه نیز که در قالب طرحی تکآزمودنی اجرا شد، گروه نمونه در جلسات مداخلۀ روانی-آموزشی شرکت کردند و پیشرفت در اهداف آموزشی بهصورت کمی سنجیده شد. در گام اول، محتوای مداخله با استفاده از ابزار سنجش شاخص روایی محتوا (CVI) مورد بررسی قرار گرفت. سپس با استفاده از ابزار سنجش پیامد مبتنی بر هدف (GBO) امکان عملی اجرای مداخله سنجیده شد. جامعۀ آماری شامل مادران کودکان مبتلا به آسم بود و نمونۀ پژوهش (شامل سه نفر از مادران) نیز در سال 1401 از میان مراجعهکنندگان به مرکز تحقیقات ایمونولوژی آسم و آلرژی (مرکز طبی کودکان دانشگاه علوم پزشکی تهران) به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. براساس نتایج، مداخلۀ روانی-آموزشی مبتنی بر ذهنیسازی از روایی محتوای مناسبی برخوردار است. نتایج اجرای مقدماتی نیز فرضیۀ امکانسنجی اجرای این مداخله را تأیید کرد و نشان داد مداخلۀ مورد استفاده، مداخلهای مناسب در محیط روانشناسی سلامت است. اجرای این مداخله در سطحی وسیعتر و در قالب طرحهای آزمایشی و استفاده از شاخصهای سلامت بهعنوان متغیر وابسته، پیشنهاد پژوهشگران برای پژوهشهای آینده است.