ارزیابی مدل خودکارآمدی وزن براساس نگرانی از تصویر بدن و پریشانی روان‌شناختی با میانجی‌گری باور هسته‌ای خوردن در زنان دارای اضافه‌وزن

نویسندگان

1 گروه روان‌شناسی، دانشکدۀ علوم انسانی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران.

2 استاد، گروه روان‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

3 گروه روان‌شناسی، دانشکدۀ علوم انسانی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران.

doi
10.22059/japr.2024.355668.644549
چکیده

پژوهش حاضر با هدف الگویابی ساختاری خودکارآمدی وزن براساس نگرانی از تصویر بدن و پریشانی روان‌شناختی با میانجی‌گری باور هسته‌ای خوردن در زنان مبتلا به چاقی انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعۀ آماری شامل تمامی زنان 40-20 سال دارای 25 BMI≥ بود که در سال 1400 به مراکز درمان تغذیۀ شهر قزوین مراجعه کرده بودند و در گروه‌های درمانی حضور داشتند. نمونۀ پژوهش 429 زن مبتلا به اضافه‌وزن و چاق بودند که به روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامۀ باورهای هسته‌ای خوردن (ECBQ)، پرسشنامۀ نگرانی از تصویر بدن (BICQ)، پرسشنامۀ پریشانی روان‌شناختی (DASS-21) و پرسشنامۀ خودکارآمدی وزن (WSEQ) استفاده شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های ضریب همبستگی پیرسون و فن معادلات ساختاری و با نرم‌افزارهای SPSS و AMOS-24 تحلیل شدند. نتایج نشان داد مدل فرضی اولیه به‌خوبی با داده‌های مشاهده‌شده مطابقت دارد. یافته‌های این مدل نیز مشخص کرد اثر مستقیم پریشانی روان‌شناختی، نگرانی از تصویر بدنی و باور هسته‌ای خوردن بر خودکارآمدی وزن معنادار است (01/0P<). همچنین اثر غیرمستقیم پریشانی روان‌شناختی و نگرانی از تصویر بدنی با میانجی‌گری باور هسته‌ای خوردن معنادار بود (05/0P<)؛ بنابراین، مدل پیشنهادی برازش مطلوبی داشت. با توجه به نتایج پژوهش درخصوص معناداری نقش میانجی باورهای هسته‌ای خوردن و تأثیر بر نگرانی از تصویر بدن و پریشانی روان‌شناختی، پیشنهاد می‌شود تا در مراکز درمان چاقی و روان‌شناختی راهبردها و سازوکارهای کارآمد شناختی کنترل فکر، مدیریت هیجان و اصلاح سبک زندگی به زنان دارای شاخص تودۀ بدنی 25 ≥BMI آموزش داده شود.