نگرشی نو به مدیریت روستایی با تأکید بر نهادهای تأثیرگذار
نویسندگان
1
2
3
doi
چکیده
مدیریت مهمترین عامل در حیات، رشد و بالندگی یا مرگ یک جامعه است و روند حرکت از وضع موجود به سوی وضع مطلوب را کنترل میکند. روستاها به منزله مکانهایی خاص با شیوه زندگی و فعالیتهایی متفاوت نسبت به شهرها نیازمند الگوی مدیریتی مجزا و منطبق با شرایط اقتصادی، اجتماعی و بومشناختی حاکم بر روستا هستند. نگاهی به سیر تاریخی مدیریت این نکته را آشکار میسازد که شکست دولت و بازار در عرصه مدیریت در دو قرن اخیر به علت ناکارآمدی دولت و بازار بوده است. اما در دهههای اخیر، از یک سو، مدیران و برنامهریزان روستایی بدین نتیجه رسیدهاند که بدون مشارکت مردم محلی، در کنار دولت و بازار دسـتیابی به توسعه پایدار غیرممـکن اسـت، و از سوی دیگر، تغییر در شیوه مدیـریتی مسـتلزم نگاهـی نو به نقش نهادهای مـؤثر در روستاسـت. در نتیجه، به دلیل پویایی جامعه روستایی، هیچ نسخه از پیشتجویزشدهای بدون مشارکت مستقیم مردم، دولت و بازار در فرآیند سیاستگذاری، برنامهریزی و مدیریت پاسخگوی کاستیها نیست. فرآیند مدیریت و برنامهریزی روستایی نیازمند دستیابی به یک نقطه تعادل میان قدرتهای مؤثر در آن است که از آن با عنوان مدیریت مشارکتی یاد میشود. هدف این تحقیق، از یک سو، یافتن شیوه مدیریتی سازگار با شرایط روستاها و از سوی دیگر، برقراری تعامل منطقی بین نیروهای بومی و غیربومی برای برنامهریزی مناسبتر است. سؤال تحقیق این است که آیا مدیریت مشارکتی میتواند منجر به شکلگیری ترکیب مناسبی از بازیگران عرصه مدیریت روستایی شود؟ روش تحقیق مطالعه کتابخانهای و به شیوه توصیفی- تحلیلی است.