مطالعۀ کیفی تجربۀ سازگاری روان‌شناختی در نابینایی تروماتیک: عوامل پیش‌آیندی و پیامدی آن در نابینایان

نویسندگان

1 گروه روان‌شناسی، دانشکدۀ روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 گروه روان‌شناسی، دانشکدۀ روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 دانشیار، گروه روان‌شناسی، دانشکدۀ روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

4 گروه روان‌شناسی تربیتی، دانشکدۀ روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/japr.2025.355069.644531
چکیده

پژوهش حاضر با هدف تجربۀ شناسایی فرایند سازگاری روان‌شناختی در نابینایی تروماتیک به شیوۀ کیفی و با روش نظریۀ داده مبنا انجام گرفت. جامعۀ آماری در این پژوهش، جوانان 20 تا 40 سالۀ ساکن شهر تهران بودند که بینایی خود را به‌طور ناگهانی و تروماتیک از دست داده‌اند و در سال 1401 مطالعه شدند. نمونه شامل 12 نابینای تروماتیک بود که به شیوۀ نظری و شرط اشباع تعیین شدند. از مصاحبۀ عمیق نیمه‌ساخت‌یافته برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. تحلیل مضامین در این پژوهش با نرم‌افزار MAXQDA (نسخۀ 10) انجام گرفت. مضامین استخراج‌شده طی سه مرحله تحلیل شدند. اعتبار کدگذاری با شیوۀ کثرت‌گرایی پژوهشگر (75/0) و کثرت‌گرایی در شیوه (78/0) تأیید شد. درمجموع 443 کد باز در 91 کد محوری و زیر 24 مضمون فراگیر سازمان‌دهی شدند. کدگذاری گزینشی برای استخراج مدل پارادایمی نشان داد سازگاری با نابینایی تروماتیک به‌عنوان پدیدۀ محوری شامل ترس و تردید، تجربۀ افسردگی، کشمکش، رنجش و بار تغییر سناریوی زندگی است. این پدیده تحت تأثیر اندوخته‌های پیش از وقوع نابینایی، کیفیت تروما، رخدادهای همایند و زمینۀ شخصیتی فرد نابینا در بستر خانواده، شبکۀ ارتباطی و جامعه رخ می‌دهد. انگیزۀ فرد و نحوۀ تعامل مراقبان دو عامل اصلی مداخله‌کننده در فرایند سازگاری هستند. معنادهی، بازآفرینی سبک زندگی، اجتناب تجربی، افزایش کارآمدی، پیوند با همنوع، نظام باورها و مدیریت رنج مهم‌ترین راهبردهای سازگاری بودند که می‌توانند به درماندگی یا بازگشت به زندگی بینجامند.