روایت قدرت در سرودههای شاعران سمبولیسم اجتماعی
نویسندگان
1 دانشگاه مازندران
2 دانشگاه مازندران
3 دانشگاه مازندران
4 دانشگاه مازندران
doi
10.22080/rjls.2025.28150.1518چکیده
سمبولیسم اجتماعی یکی از مکاتب مهم ادبی است که در قرن 19 شکل گرفت و توانست تا حد امکان به تاویل واقعیتهای سیاسی و اجتماعی از طریق نمادها و نشانههای شخصی بپردازد و تعهد، مسائل سیاسی و رسالت اجتماعی را بر هر چیز دیگری در آثار خود ترجیح دهد. در قرن بیستم، پس از تغییرات ساختارهای فکری و فرمی شعر توسط نیما، سمبولیسم اجتماعی در بستر شعر معاصر به عنوان جولانگاه مسائل و آلام ملت قابلیت بروز یافت. حال، اگر بتوان این بستر را با مفهوم «قدرت» بر مبنای نظریة میشل فوکو گره زد، این سوال جدی مطرح میشود که شاعران سمبولیسم اجتماعی، چگونه مفهوم و اندیشة قدرت را در مقابل ظلم و خفقان جامعه برای ملت تبیین و ترسیم میکنند؟ در پژوهش حاضر، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، گزیده ای از اشعار شاعران سمبولیسم اجتماعی با تکیه بر اشعار نیما و شاملو استخراج و با در نظر گرفتن مفهوم قدرت فوکویی نشان داده میشود که این شاعران، در مقابل ظلم و زور و استبداد جامعه، کسب آگاهی و اندیشههای نو از یک طرف، و قیام و مقاومت از طرفی دیگر را به عنوان ابزار و تکنیکهایی برای نشان دادن خودشان به عنوان سوژه و منبع قدرت معرفی میکنند تا بتوانند در راستای کسب آزادی و رهایی در مقابل سلطة نظام حاکم قدم بردارند.